X
تبلیغات
رایتل

راه نرفته

حکایت زمین

در این روزها کسی برای دوست داشتن تره هم خورد نمیکند.کسی برای احساسات پاک اشرف مخلوقات ارزشی را قائل نمی شود.

چه بر سر ما آمده است؟با خودمان چه داریم میکنیم؟آیا در زمین بمب نفرت و کینه و طمع منفجر شده است؟

چشمها را بسته ایم و جز خودمان به کسی نگاه نمیکنیم...فروتنی را به خاک سپرده ایم.عشق ورزیدن را زنده به گور کرده ایم.

دیگر نقطه ای از بهار در زمین دیده نمیشود همه جا زمستانی سرد و درد آور شده است.دیگر پرندگان آواز زیبای بهاری را نمیخوانند.

دیگر کسی درباره عسق داستانی نمی نویسد.یعنی دیگر لیلی و مجنونی وجود ندارد یا اینکه کسی دیگر اینگونه داستانها را نمیخواند؟

نمی دانم چه شده است فقط این را میدانم زمین دیگر زیبا نیست

دیگر چه دلیلی مانده برای زنده ماندن

نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
درسته
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:59 ب.ظ
امتیاز: 0 0
حرف دل من بود
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:02 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام خوشحالم که میبینم آپ کردی
مطلبت عالی بود
شنبه 28 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 04:28 ب.ظ
امتیاز: 0 0
خیلی قشنگ بود
شنبه 28 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 05:44 ب.ظ
امتیاز: 0 0
عالی بود بهم سر بزن
شنبه 28 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 05:46 ب.ظ
امتیاز: 0 0
فوق العاده بود!مرسی که بهم سر زدی!بازم میام!بازم سر بزن!
یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 02:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0