X
تبلیغات
رایتل

راه نرفته

سکه

در خلال یک نبرد بزرگ، فرمانده قصد حمله به نیروی عظیمی از دشمن را داشت. فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان داشت ولی سربازان دو دل بودند. فرمانده سربازان را جمع کرد، سکه از جیب خود بیرون آورد، رو به آنها کرد و گفت: سکه را بالا می‏اندازم، اگر رو بیاید پیروز می‏شویم و اگر پشت بیاید شکست می‏خوریم. بعد سکه را به بالا پرتاب کرد. سربازان همه به دقّت به سکه نگاه کردند تا به زمین رسید. سکه به سمت رو افتاده بود. سربازان نیروی فوق‏العاده‏ای گرفتند و با قردت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند. پس از پایان نبرد، معاون فرمانده نزد او آمد و گفت قربان، شما واقعاً می‏خواستید سرنوشت جنگ را به یک سکه واگذار کنید؟ فرمانده با خونسردی گفت: بله و سکه را به او نشان داد. هر دو طرف سکه رو بود!

نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
خیلی خیلی خیلی جالب بود آفرین...
سه‌شنبه 27 دی‌ماه سال 1390 ساعت 01:20 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
آخی یاد فیلم شعله افتادم
خداییش عند رفاقت بود
سه‌شنبه 27 دی‌ماه سال 1390 ساعت 01:21 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره والا دلمون تنگید واسه فیلمش
سه‌شنبه 27 دی‌ماه سال 1390 ساعت 08:49 ب.ظ
امتیاز: 0 0