سه نفر ( سه
گروه از مردم) در روز قیامت از توجه و لطف و عنایت حضرت حق تعالی بی بهره
اند، یکی از آنها کسی است که خدا را وسیله کاسبی خویش قرار داده است، چیزی
را نمی خرد مگر با سوگند، و چیزی را نمی فروشد مگر با سوگند».
وقتی وارد بازاری میشویم و دنبال کالای خاصی هستیم همانطور که ما جنس مورد
نظر خود را جستجو می کنیم و چشمانمان به دنبال آن می چرخد فروشنده ها هم
چشمانشان به دنبال مشتری گوشه و کنار را دیدمیزند در این میان عده ای هم در
حال گفتگو با مشتریان هستند اگر به مکالمات فروشنده ها و مشتریان دقت کنیم
می بینیم که هر فروشنده ای با ادبیات خاص خود مشغول قسم خوردن های مکرر
است .
گاه با خود فکر می کنم که آیا این بندگان خدا راست می گویند؟ خوب حالا
موضوع به این بی اهمیتی که اینقدر قسم و آیه ندارد بالاخره اگر کسی چیزی
لازم داشته باشد میخرد این تکاپو و دست و پا زدن ها چیست؟ خوب تلاش کردن
برای کسب روزی که بد نیست اما قسم خوردن به خداوند بر سر مسائل بی اهمیت
آیا کار درستی است ؟ خدایی که روزی رسان رهنماست آیا شایسته است که مقام
عظیمش نادیده گرفته شود ؟ آن هم فقط به خاطر جلب مشتری؟
بالاخره ما نفهمیدیم به چه اسمی لینکت کنیم
بیا پیشم....
چقده هم زیاد شده اینگاری همه گیر شده