کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست***حتی دل دماوند، آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت***رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد
روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید***زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند ***گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد***نادر! ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد
دارا ! کجای کاری، دزدان سرزمینت***بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است***اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی***اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد
کوآن حکیم توسی، شهنامه ای سراید ***شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش، ای مهرآریایی***بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد
یه روز بهم گفت: «میخوام باهات دوست باشم؛آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره میدونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه بهم گفت: «میخوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره میدونم فکر خوبیه.من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه گفت: «میخوام برم یه جای دور، جایی که هیچ مزاحمی نباشه
بعد که همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره میدونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز تو نامهش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی؟من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند کشیدم وزیرش نوشتم: «آره میدونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:
«من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: «آره میدونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام»
حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه
(من هنوز هم خیلی تنهام)
بوی گندم مال من ، هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من ، هر چی می کارم مال تو
از دستش ندید... از دست ندید!فکر کنم اکثر قدیمیا با این اهنگ خواطره دارن
میتونید دانلودش کنیدو هدیش کنید به پدرتون چون پدرا معمولا از این جور چیزا خوششون میاد
دانلود آهنگ بی کلام بوی گندم با کیفیت 128
حجم تقریبی 7.1 مگابایت
سلام دوستان این داستان بسیر کوتاه از یکی از دوستام نقل میکنم میگفت
یه روز توی انبار داشتم با مامانم دنبال یه چیزی میگشتیم که یهو مامانم یدونه مداد رنگی 24 رنگ جعبه فلزی پیدا کرد
یهو مامانم زد زیر خنده گفتم چرا میخندی?
گفت اینو براتو خریده بودم تا هر وقت معدلت بیست شد بهتت بدم
واقعا خاک بر سرت!!